کافهٔ پری دریایی
میترا الیاتی
کافه های بندر کوچکمان را یکی یکی بستند، مانده بود کافه ی پری دریایی. اهل محل جمع شده بودند جلوش. من و سهراب جلو جمعیت منتظرایستاده بودیم که تا خواستند به آن حمله کنند، تیز و بز بدویم تو، پری دریایی را روی دوشمان بیندازیم و از درعقبش فرار کنیم.
Tuesday, May 16, 2006
مطلب کامل
|