صفحه‌ی اول  | درباره‌ی ما  |  تماس

 

نشريه
■  فهرست مطالب
■  یادداشت سردبیر
■  داستان ما
■  داستان ديگران
■  شعر
■  مرور کتاب
■  نقد و مقاله
■  گفتگو
■  ويژه نامه
■  داستان تجربه
■  کارگاه داستان
■  درباره‌ی داستان‌نويسی
■  پستوی نقد و مقاله
■  جن فضول/ پری کنجکاو
■  نمایش‌نامه
■  سیمین بهبهانی
■  ادبیات کلاسیک ایران
■  تازه‌های کتاب

آرشيو مطالب گرداننده
■  بيوگرافی
■  آثار نویسنده
■  مادمازل کتی
■  کافه‌ی پری دریایی
■  نقد و مقاله
■  مصاحبه‌ها

■  پیوندها




نظر خوانندگان
مهرزاد 12/1/2008 12:14:21 PM
ای ميل:
نشانی اينترنتی:
خوب بود بد نبود داستان جالبی بود ادم هی دنبال اینه که اخرش چی میشه
 
علی رادبوی 11/22/2008 2:44:10 AM
ای ميل: aliradboy@yahoo.com
نشانی اينترنتی: aliradboy.blogspot.com
مهدی جان این داستانت را قبلن جایی خوانده بودم.این بار هم تا اخر خواندمش ولذت بردم. داستان ساده ،شیرین وبی تکلفی بود، ومرا به یاد کارهای پدرم انداخت.زنده باشی!
 
مسعود- 8/31/2008 11:49:59 PM
ای ميل:
نشانی اينترنتی:
داستان قبلي از اين بهتر بود.
 
آذر 6/24/2008 12:09:31 AM
ای ميل:
نشانی اينترنتی:
داستان خیلی خوبی بود واقعا لذت بردم. مخصوصا آن قسمتی که در مورد هوا و گرد و غبار زیبای اهواز بود. راستی پدربزرگ من هم دقیقا همین جوری ریشش را
می تراشید.
 
مژگان 3/23/2008 3:18:19 PM
ای ميل:
نشانی اينترنتی:
مهدی جان خوب بود ولی بهتراش و بذار
 
کوروش فارسی پور 3/7/2008 8:08:52 AM
ای ميل: kurosh_forchat@yahoo.com
نشانی اينترنتی:
داستانی بسیار روان و به دور از تکلف های مد این روزها. پس از مدتها داستان کوتاهی خواندم که نویسنده اش از " شخصیت " و این که با شخصیت کار کند نمی ترسید. من هم عمیقآ معتقدم همه چیز سر جای خودش بود. اتصال منطقی نام داستان ( سه شنبه آخر سال) با اندرونی متن ، کمی ضعیف بود که شاید تعمدی بوده باشد. به سادگی از خواندنش لذت بردم.
 
پوپک 3/3/2008 12:22:26 PM
ای ميل: poopak_8262@yahoo.com
نشانی اينترنتی:
به نظرم داستان چفت و بست خوبی داشت. همه چیز سر جای خودش بود و خواننده را تا آخر می‌کشید. طنز داستان هم قشنگ بود. موفق باشید.
 

نام:

ای ميل:

نشانی اينترنتی:

پيام: