صفحه‌ی اول  | درباره‌ی ما  |  تماس

 

نشريه
■  فهرست مطالب
■  یادداشت سردبیر
■  داستان ما
■  داستان ديگران
■  شعر
■  مرور کتاب
■  نقد و مقاله
■  گفتگو
■  ويژه نامه
■  داستان تجربه
■  کارگاه داستان
■  درباره‌ی داستان‌نويسی
■  پستوی نقد و مقاله
■  جن فضول/ پری کنجکاو
■  نمایش‌نامه
■  سیمین بهبهانی
■  ادبیات کلاسیک ایران
■  تازه‌های کتاب

آرشيو مطالب گرداننده
■  بيوگرافی
■  آثار نویسنده
■  مادمازل کتی
■  کافه‌ی پری دریایی
■  نقد و مقاله
■  مصاحبه‌ها

■  پیوندها




نظر خوانندگان
محمد برفر 1/4/2010 3:51:17 AM
ای ميل: .barfar@gmail.com
نشانی اينترنتی:
آقای دریابندری مترجم خوش ذوق و قابل اعتمادی است. نمونه اش بهترین ترجمه هایی که از همینگوی در ایران منتشر شده، به قلم ایشان است. اما در حوزه نقد ادبی متاسفانه نگرش ایشان یکسویه و محدود است. نمونه اش نقد و نظر شان در رابطه با بوف کور. من نمی گویم سنگ صبور شاهکار است. ادبیات ناتورالیستی ، حتی در مهد خود،فرانسه، نیز جریانی انحطاطی به شمار می رود که در مقابل نگرش متعهدانه رئالیسم ایستاده است و سعی در نادیده گرفتن نقش کانون های زور و زر و ریا در فلاکت های بشری دارد. تفکری که انسان را زندانی دو زندان درونی خود(زندان بیولوژیکی داروینی و زندان غرایز جنسی فرویدی) می داند. استثنا را شاید بتوان ژرمینال امیل زولا دانست که اثری بارنگ و بوی واقع رایانه ، نه از سنخ ناتورالیستی است. اما آقای دریا بندری در نقد خود سنگ صبور را از نوع یولیسس جویس ،بویژه در فصل جریان خود انگیخته مالی بلوم می داند. حال اینکه سنگ صبور بیشتر یک رمان به شیوه تک گفتار درونی است و این با سیال ذهن فرق دارد. سنگ صبور ، به رغم استفاده از شیوه تک گفتار درونی، در تمام فصل های آن یک نظم منطقی در نقل حوادث دیده می شود. مساله ای که در فصل یادشده از یولیسس کاملاً نادیده گرفته می شود. خودداری جویس از نقطه گذاری این فصل با همین انگیزه است و اینکه ذهن مالی مرتب از تصویری به تصویر دیگر و از یادآوری ای به یادآوری دیگر پرتاب می شود. البته پرداختن به حدیث نفس شخصیت های داستان، برخلاف نوشته آقای دریابندری ، فقط به این فصل آخر یولیسس منحصر نمی شود و در جاهای مختلف داستان ازآن بهره گرفته می شود. نمونه اش کلاس تدریس استیفن ددالوس که هنگام قرائت لیسیداس میلتون ، خواننده به جای گوش سپردن به قطعات شعر، به حدیث نفس او گوش می سپرد.
 
دانیل 4/9/2009 12:29:23 AM
ای ميل: shalamrood@gmail.com
نشانی اينترنتی: www.shalamrood.ir
fkni سلام
بنده قصد دارم که در رابطه با مسائل فرهنگ فعالیت کنم راهنمایی فرمایید
 
سعيد 3/7/2006 9:35:10 AM
ای ميل:
نشانی اينترنتی:
جناب استاد! ادبيات ما سخت به اينگونه نقد هاي صريح نيازمند است .مثل هميشه صراحت و دقت نظر شما را مي ستايم. قلم زدن در اين عرصه البته آسان نيست و منتقداني كه در برابر غلطهاي مشهور اعم از مطبعي و غير مطبعي -يعني از نوع انساني! -قد علم مي كنندفراوان نيستند چرا كه مي دانند به فرموده جناب سعدي اگر از دست ماهرويان ! برهند از دست بدگويان -يعني مريدان و هواداران طرف- نخواهند رست!
 
ملكوت زمين 1/19/2006 5:28:53 PM
ای ميل:
نشانی اينترنتی: http://ali-malakoot.persianblog.com/
به نظر من سنگ صبور به هر حال جايگاهش را در ميان ادبيات اين قرن باز خواهد كرد؛ به دير يا زودش كاري ندارم. تصويرهايي كه چوبك در اثر ساخته هيچ‌گاه از يادم نخواهد رفت. بخش دومش را پسنديده‌ام البته!
 
شهرام عدیلی پور 1/12/2006 6:36:14 PM
ای ميل: sh_adilipoor@yahoo.com
نشانی اينترنتی: www.shahbara.persianblog.com
سال ها پیش وقتی سنگ صبور را خواندم به تاریکی مطلق فرو شدم . به یاس و نا امیدی بی کرانی رسیدم . من که چرایی عقب ماندگی و عقب افتادگی مفرط جهان سومی وطن ام سال ها دغدغه ی اصلی ام بوده و هنوز هست با خواندن سنگ صبور در سیاهی غرقه شدم و به مرزهای خود ویران گری رسیدم که تنها چاره اش را در آن شب های پرآشوب توفانی پادزهر دنیای زیبا و آرام اساتیری سهراب سپهری دیدم که سال ها پیش از سنگ صبور مونس جانم بود. پس بی درنگ هشت کتاب را در اعماق چاه تاریک ام به چنگ آوردم و با حرص و ولعی بی امان برای هزارمین بار صدای پای آب را زمزمه کردم . و حالا این منم و نقد واره ای بر صنگ صبور که با من از واقعیت تلخ و رنج آور می گفت و سهراب ام با دنیای تخیلی ایده آل اش به نجات ام آمد . اما چرا حالا پس از این همه سال به ناگهان هنر مند ارجمندی چون میترا الیاتی به یاد سنگ صبور افتاده و هدف و منظور اش چه بوده از این یادآوری بماند ، ما که نه علم غیب داریم و نه از ضمیر نویسنده یا تنظیم کننده ی متن آگاهیم جز این که بگوییم هر کسی از ظن خود شد یار من و من از ظن خود یار میترا الیاتی می شوم نه سر سوزنی بیش و نه کم و آن این که او خواسته به واسطه ی نقد ارجمند مترجم بزرگوارمان نجف خان دریا بندری چیزهایی به در بگوید که به اصطلاح پنجره بشنود ، در واقع دریابندری بزرگ و به تبع میترا الیاتی ارجمند در قالب نقد سنگ صبور تعریضی دارند بر اوضاع آشفته ی ادبیات و شعر امروز که گروهی به اصطلاح پست مدرن می خواهند با تمسک به باورهای جدید همه چیز را بر آشوبند و تمام اصول و آداب هنر و ادب را زیر پا بگذارند . نگاهی کنید به ایرادی که استاد دریا بندری بر غلط های املایی وخود خواسته آقای چوبک گیرد و مقایسه کنید با ادبیات زشت و من در آوردی پست مدرن های وطنی که سعی می کنند در همه چیزمان چه خوب و چه بد آتش افکنند و به عمد زبان را به هم بریزند . آیا با استفاده ی عامدانه در مثل : متفاط به جای متفاوت و چیزهایی از این قبیل و به هم ریختن افراطی ارکان زبان چیزی عاید ما و ادبیات بی نوا می شود ؟!!! شاید این یاد آوری هوشمندانه خانم الیاتی از نقد دریا بندری بر سنگ صبور تعریضی باشد بر آن چه امروز دارد بر سر ادبیات بی نوا می آید . شاید هم من اشتباه می کنم و داستان چیز دیگری ست.
 

نام:

ای ميل:

نشانی اينترنتی:

پيام: