صفحه‌ی اول  | درباره‌ی ما  |  تماس

 

نشريه
■  فهرست مطالب
■  یادداشت سردبیر
■  داستان ما
■  داستان ديگران
■  شعر
■  مرور کتاب
■  نقد و مقاله
■  گفتگو
■  ويژه نامه
■  داستان تجربه
■  کارگاه داستان
■  درباره‌ی داستان‌نويسی
■  پستوی نقد و مقاله
■  جن فضول/ پری کنجکاو
■  نمایش‌نامه
■  سیمین بهبهانی
■  ادبیات کلاسیک ایران
■  تازه‌های کتاب
■  پیوندها

آرشيو مطالب گرداننده
■  بيوگرافی
■  آثار نویسنده
■  مادمازل کتی
■  کافه‌ی پری دریایی
■  نقد و مقاله
■  مصاحبه‌ها




حامد رحمتی

شعر: کادوی تولد


کادوی تولدم را میان نارنج های درشت بگذار

عکس‌های ازدواجمان را به حرارت شومینه بسپار

چرا که وقف آتش است

اسب‌های شاهنامه را فرا بخوان

می‌خواهم به جایی بروم که هرگز نبوده‌ام

 

این روزهای غمگین بوی موهایت به ذرات هوا که می‌چسبد

تصور تازه‌ای از زمستان

و برف روب‌های روی بام ندارم

 

شرط می‌بندم

 برای تزئین این جعبه روزها وقت گذاشته‌ای

شاید ماه‌ها ...

محتویات جعبه ارتباط مرموزی با روبان‌های جعبه دارد

روبان‌های جعبه ارتباط مرموزی با محتویات جعبه دارد

 

تا دقایقی دیگر صدای انفجار شهروندان خیابان را غافلگیر می‌کند

شیشه‌ها از قاب پنجره پائین می‌آیند

و کودکان از لیسیدن بستنی منصرف می‌شوند

 

کادوی تولدم را خوب تماشا می‌کنم

روبان‌های سفید و قرمز را

زیبائی این جعبه با تابش عمودی آفتاب

لایه‌های شاداب نور گمراه می‌کند

برای همین قبل از این خواب سنگین ابدی

این جعبه چند ضلعی را به اتاق خوابمان تشبیه می‌کنم

و صراحت شب را به لباس‌های خواب شرح می‌دهم

اما پنکه روی بسترمان را چگونه بچرخانم، چگونه بچرخانم زبانم را

وقتی نارنج‌ها لبخند می‌زنند

و بوی عکس‌های ازدواجمان، از دودکش شومینه

با پرنده‌های مهاجر رهسپار می‌شوند

اسب‌های شاهنامه یالهای بلندشان را

در آسمان رها می‌کنند

و مرا می‌برند به جایی که هرگز نبوده‌ام

تا دقایقی دیگر...

تا دقایقی دیگر...

شمع‌های روی کیک را فوت می‌کنم

مرگ یک قدم نزدیک می‌آید.

 

 

 



نظر خوانندگان: 11 نظر
 
 
  استفاده از مطالب جن و پری یا نقل آنها با ذکر منبع، یا لینک مستقیم امکان‌پذیر است