کافکا در ساحل/ هواکی موراکامی. ترجمهی خواهران عزیزی
تهران: نشر بازتاب نگار. ... صفحه. 1100 نسخه. 7500 تومان.
متن معرفی کتاب:
اینکه هوراکی موراکامی تا به حال نوبل ادبیات را از آن خود نکرده، همان قدر عجیب است که شخصیتی چون ماریو بارگاس یوسا از این جایزه بی نصیب مانده است. فرق موراکامی با آدمی چون یوسا، صرفا در روایتهای سادهتر و دنیای امروزیتر رمانهای او است. موراکامی را نویسندهای آمریکایی میشناسند که تصادفا بهزبان ژاپنی مینویسد. و کاملا اتفاقی، متولد ژاپن هم هست. این چیزی را تغییر نمیدهد. موراکامی در حقیقت جهانی است. بدون مرز است و دنیایش، دنیای اسرارآمیزی است که او ما را به دیدن آن جلب میکند. موراکامی حرفها برای گفتن دارد.
سال گذشته، «کجا ممکن است پیدایش کنم،» پنج داستان کوتاه از او منتشر شد و روزنهای در شناخت این نویسندهی محبوب جهان باز شد. روزنه گستردهتر شد؛ «کافکا در ساحل» اولین رمان او به ترجمهی فارسی، با سه ترجمهی متفاوت بهبازار آمد.
«کافکا در ساحل» روایت سفر است: آدمهای رمان، حتا اگر در زندگی روزمرهی خود خشک شده باشند، حتا اگر مرده باشند، هنوز در سفرند: هر روز، هر لحظه، هر زمان، حتا اگر خودشان نخواهند.
کتاب بر دو سفر همزمان در دنیای واقعی متمرکز است: پسری که تنها ارتباطش با کلاغها است، از خانه فرار میکند و به سفری بیهدف دست میزند. مادر و خواهرش را نمیشناسد. پدر عجیبش، پیشگویی کرده که پسراش، روزی او را خواهد کشت و با مادر و خواهرش هم بستر خواهد شد (مثل ادیپِ
نمایشهای یونان باستان.) پسر فرار کرده، از دست سرنوشت فرار کرده، اما نمیداند جز تسلیم به سرنوشت، راه دیگری ندارد. دومی، پیرمردی است که در حادثهای عجیب در زمان جنگ، حافظه و توانایی درکش را از دست داده، اما هنوز خیره کننده است: می تواند با گربهها حرف بزند یا پیشگویی کند.
کتاب بر سفر این دو متمرکز میشود. سفری که آنها را، هر چند همدیگر را نمیشناسند، به هم نزدیکتر می کند و سرانجام، کتاب، دریچهای به لایههای متافیزیک/ سوررئال باز میکند که ما را با مفهمی تازه از زندگی، آشنا خواهد ساخت.