خون تازه
در زندان، نشسته
در تفرقه وضع مشابهی
شعر، تا زانوهاش پایین
خریدن آلبوم موسیقی
زدن پشت سرم با ژیلت
خریدن کاغذ و دفتر
خریدن ژیلت
هیچچیزش شاعرانه نیست
آن موقع هنوز
تصویرهای شعری
وقتی شما از کشتن ما کشته شدید
بیعنوان
ونوس ویلیامز
در زیرکانهترین صدا
بازت، زمین خشک
نبض، میان شاخهها
«پاهای لختش در ۵ بعدازظهر کوهسار»
تنها نشستن در شکافها
و انگشت پاهایش
باریک و پرطنین