صفحه‌ی اول  | درباره‌ی ما  |  تماس

 

نشريه
■  فهرست مطالب
■  یادداشت سردبیر
■  داستان ما
■  داستان ديگران
■  شعر
■  مرور کتاب
■  نقد و مقاله
■  گفتگو
■  ويژه نامه
■  داستان تجربه
■  کارگاه داستان
■  درباره‌ی داستان‌نويسی
■  پستوی نقد و مقاله
■  جن فضول/ پری کنجکاو
■  نمایش‌نامه
■  سیمین بهبهانی
■  ادبیات کلاسیک ایران
■  تازه‌های کتاب

آرشيو مطالب گرداننده
■  بيوگرافی
■  آثار نویسنده
■  مادمازل کتی
■  کافه‌ی پری دریایی
■  نقد و مقاله
■  مصاحبه‌ها

■  پیوندها




کاوه سلطانی

اشعار کوتاه


 

((از کجا معلوم این نقطه به آن نقطه نخورده باشد؟))

مرد تنهای نشسته روی نیمکت پارک

بدبینی‌هایش را ادامه می‌داد

 

تنها که هستی

موهایت را شانه کن

من هم

دستی به سر و روی این کلمات می کشم

 

بهشت همین‌جا روی زمین است

همین‌جا نه بلکه همان‌جا

و اضافه می‌شود که الان داریم در زیرزمین زندگی می‌کنیم

 

درختی در تو کافی است

که درختان از وسعت دشت می‌کاهند

تک‌درختی کافی است