صفحه‌ی اول  | درباره‌ی ما  |  تماس

 

نشريه
■  فهرست مطالب
■  یادداشت سردبیر
■  داستان ما
■  داستان ديگران
■  شعر
■  مرور کتاب
■  نقد و مقاله
■  گفتگو
■  ويژه نامه
■  داستان تجربه
■  کارگاه داستان
■  درباره‌ی داستان‌نويسی
■  پستوی نقد و مقاله
■  جن فضول/ پری کنجکاو
■  نمایش‌نامه
■  سیمین بهبهانی
■  ادبیات کلاسیک ایران
■  تازه‌های کتاب
■  پیوندها

آرشيو مطالب گرداننده
■  بيوگرافی
■  آثار نویسنده
■  مادمازل کتی
■  کافه‌ی پری دریایی
■  نقد و مقاله
■  مصاحبه‌ها




هادی خوجینیان

دو شعر / شب، اندوه


 

شب

در کلبه خوابیده‌ای
در بیرون آتش روشن می‌کنم
با فانوس از کلبه بیرون می‌آیی
دامن کولی‌ها را پوشیده‌ای
به کلبه دعوتم می‌کنی
تمام اتاق از نام مقدس تو پر شده
پنجره را باز می‌کنم
باد می‌وزد
شمع روی میز می‌افتد
صندلی کج می‌شود
سگ همسایه به صدا در می‌آید
مادرت در می زند
باز می کنم در را

اندوه
سر در گریبانم
دلم اندوه ماه را می‌طلبد
سقف آسمان را می‌شکافم
تکه ابری برای گریستن می‌یابم
........................................................................................................................



 
 
  استفاده از مطالب جن و پری یا نقل آنها با ذکر منبع، یا لینک مستقیم امکان‌پذیر است