صفحه‌ی اول  | درباره‌ی ما  |  تماس

 

نشريه
■  فهرست مطالب
■  یادداشت سردبیر
■  داستان ما
■  داستان ديگران
■  شعر
■  مرور کتاب
■  نقد و مقاله
■  گفتگو
■  ويژه نامه
■  داستان تجربه
■  کارگاه داستان
■  درباره‌ی داستان‌نويسی
■  پستوی نقد و مقاله
■  جن فضول/ پری کنجکاو
■  نمایش‌نامه
■  سیمین بهبهانی
■  ادبیات کلاسیک ایران
■  تازه‌های کتاب
■  پیوندها

آرشيو مطالب گرداننده
■  بيوگرافی
■  آثار نویسنده
■  مادمازل کتی
■  کافه‌ی پری دریایی
■  نقد و مقاله
■  مصاحبه‌ها




نوشته‌ی تئو تیت / برگردان: خجسته کیهان

نگاهی به شب پیشگویی (آخرین رمانی از پل استر که ترجمه‌ی آن منتشر شده است )


مدت‌ها بود رمان‌های پل استر در فرانسه بیش از امریکا طرفدار داشت. شاید به این خاطر که آثار او با ذهنیت فرانسوی بیش‌تر خوانایی دارد و از سوی منتقدین آن کشور با مهارت بیش‌تری معرفی شده است. یکی از همین منتقدین درباره‌ی او نوشت: استر، نویسنده‌ی کلانشهر، سرگردانی و تصادف، هم‌اکنون به یک رمان‌نویس مد روز تبدیل شده است." و بدین‌وسیله جاذبه‌ی او را طوری بیان کرد که برای منتقدین انگلیسی‌زبان دور از ذهن بود. در واقع آثار داستانی پل استر جسارت فضاهای شهری را با سبکی روشنفکرانه در هم می‌آمیزد، آمیزه‌ای که به رغم بعضی ضعف‌ها بسیار خوشایند است.
شیوه‌ی زندگی استر نیز نمونه‌ای از خصلت‌های ساکنان کرانه سمت چپ (رود سن در پاریس) را به دست می‌دهد: بیش‌تر لباس‌های سیاه می‌پوشد، سیگار برگ‌‌های نازک و کوتاه می‌کشد و در یک سوئیت خالی با دیوارهای سفید در نور دو لامپ بدون لوستر می‌نویسد. با وجود این او سخت وابسته به نیویورک، محله‌ی بروکلین، بازی بیس‌بال، فیلم‌های لورل و هاردی و غیره است. در هر حال استر نویسنده‌ای است که در دو سنت تعادل ایجاد کرده و چشم‌اندازهای تیره و ازخودبیگانه‌ی مدرنیسم اروپایی را با انرژی بومی قصه‌نویسی امریکا ترکیب کرده است. در واقع بیش‌تر از بکت، کافکا، هامسون و اگزیستانسیالیست‌های فرانسوی تأثیر پذیرفته، درحالی‌که دشیل همت، مارک تواین، هرمن ملویل و ناتانیل هاثورن نیز آشکارا الگوهای امریکایی او را تشکیل می‌دهند. این چندگانگی بر جاذبه‌ی استر می‌افزاید: هر وقت از آوانگارد بازی خسته شدید صدای یک گلوله به گوش‌تان می‌رسد، یا این که کسی به کله‌ی یک آدم بدبخت با راکت بیس‌بال چنان ضربه می‌زند که مخش توی دهانش می‌آید و بر خلاف بسیاری از نویسندگان پسامدرن که ترجیح می‌دهند به ژانر رمان‌های زاغه و زیرزمین بپردازند، استر می‌داند چگونه حکایت کند. از این گذشته با پیروی از کتاب «والدن» اثر ثورو که بیش از همه بر او تأثیر گذاشته است، به نحوی موجز و در عین حال خوش‌خوان درباره‌ی استقلال فردی، ساده‌زیستن و تنهایی می‌نویسد. رمان‌های او تقریبا بدون استثنا برازنده، حاکی از خوش‌ذوقی و آفرینندگی و بسیار سرگرم کننده‌اند.
رمان شب پیشگویی از خط اصلی بیش‌تر آثار استر پیروی می‌کند که تقریباً به این شکل است: مردی در یک اتاق، خانه یا اتومبیل – یا فضای منزوی و خصوصی امریکایی دیگری – غالبا در شهر تنها است. مرد مشغول کاری است که آن را به طور اتوماتیک انجام می‌دهد – رانندگی می‌کند، بی اختیار می‌نویسد یا به دیوار سفیدی خیره مانده است – در حالی که فاجعه‌ای مبهم بر او گذشته است. شاید معشوق یا یکی از نزدیکانش مرده باشد، شاید هم پس از طلاق از همسرش می‌کوشد تا روحیه خود را دوباره به دست بیاورد. بعد ناگهان به طور اتفاقی حادثه‌ی عجیبی برایش رخ می‌دهد. (صفات اتفاقی، تصادفی، ناگهانی و اسرار آمیر مانند واژه‌های نابهنگام و توضیح ناپذیردر رمان‌های استر فراوانند) و بر اثر این پیشامد زندگی او تغییر می‌کند، شاید چنان زیر و رو می‌شود که به زندگی جدیدی تبدیل می‌گردد، یک زندگی متفاوت. در اینجا غالبا داستان دیگری در داستان می‌آید و شاید داستان سومی نیز در دل دومی جا می‌گیرد. این داستانها که پژواک یکدیگرند، به نحوی مبهم یکدیگر را روشن می‌کنند و از مفاهیمی خبر می‌دهند که هرگز آشکارا توضیح داده نمی‌شود. در این مرحله، در حالی که لایه‌های مختلف واقعیت یکدیگر را جا‌به‌جا می‌کنند، رمان به تعالی می‌رسد. اگر قهرمان رمان آدم بدشانسی باشد، به نحوی که سبک مدرنیست آن را خدشه دار نکند، می‌میرد: دیوانه‌وار به‌طرف اتومبیل‌هایی که از جهت مخالف می‌آیند می‌راند یا برای همیشه در یک زیرزمین زندانی می‌شود. اگر خوش‌شانس باشد، با زن زیبایی آشنا می‌شود که او را درک می‌کند و خوشبخت می‌شود.
آن‌چه نوشتم چارچوب اصلی را بیان می‌کند، با این حال به تفاوت‌های مشخص در لحن مجال خودنمایی می‌دهد.در یک سو طیف رمان‌های اولیه‌ی استر قرار دارند که سه گانه‌ی نیویورک را تشکیل می‌دهند و رمان‌هایی بیش‌تر انتزاعی هستند. در این رمان‌ها مهارت ادبی و چشم‌انداز‌های سرمست‌کننده با بخش‌هایی که از داستان‌های پازل‌وار بورخس وام گرفته شده، و زبان‌شناسی پساساختارگرا ترکیب شده است.
در سوی دیگر طیف رمان‌های دوستانه، آزاد و پیکارسک قرار دارند که قصر ماه از آن جمله است. اما هیولا (لوی‌یاتان – 1992) که شاید تنها رمان سیاسی استر باشد، با نقل جمله‌ای از امرسون آغاز می‌شود: «هر دولت موجود فاسد است»، و از ایده‌ای از رمان مائو اثر دن دلیلو الهام پذیرفته است: «سال‌ها پیش گمان می‌کردم داستان‌نویسان قادرند زندگی درونی فرهنگ‌ها را دگرگون سازند، ولی حالا سازندگان بمب و هفت‌تیرکش‌ها این حوزه را تصرف کرده اند». در هیولا، رمانی که به نوبه‌ی خود به نحوی استادانه طراحی و با سلیقه نوشته شده است، نویسنده‌ای به نام بنیامین ساچز نوشتن واژه‌ها را رها می‌کند و به اکسیون سیاسی که به گمان او کارسازتر است، روی می‌آورد.
پل استر همواره خود را یک اگزیستانسیالیست دانسته است. در کتاب خاطرات گونه‌اش دست به دهان (1997) خود را آدمی بیرون گود معرفی می‌کند و شکست‌های اولیه‌ش را به صورت «تلاش برای مرد شدن» تعبیر می‌نماید. اگزیستانسیالیسم ادبی، به‌ویژه برخورد بی‌طرف و خشک آلبر کامو در رمان‌هایش که تأثیر فراوانی بر استر داشته است، با سبکی موجز به آزادی، اصالت و مسئولیت فردی می‌پردازد. بیگانه‌ی کامو مردی خشن و بی‌رحم را به تصویر می‌کشد که ارزش‌های ابتدایی جامعه را زیر سئوال می‌برد. با این حال ساچز (قهرمان هیولا) مایل نیست به کسی صدمه بزند و در پیام‌هایش به این اکتفا می‌کند که بگوید: «دموکراسی را به این سادگی تقدیم نمی‌کنند.»
پل استر هنگامی به اوج می‌رسد که فضاهای معمایی را با واقعیت‌ها در هم می‌آمیزد، از این رو شب پیشگویی یکی از بهترین رمان‌های استر است. داستان از زبان سیدنی اُر، شخصیت اصلی، چنین آغاز می‌شود: «مدت‌ها بیمار بودم...» اُر نویسنده‌ی جوانی است که از یک مرد چینی در نوشت افزارفروشی دفتر زیبایی می‌خرد، یک دفتر خوش‌دست ساخت پرتغال که بیشتر رمان شب پیشگویی در آن شکل می‌گیرد. از این رو ممکن است بسته و تصنعی به نظر برسد، ولی در واقع وحشت نویسنده از فضاهای بسته را می‌نمایاند، واهمه از گرفتار شدن. از این گذشته مهارت و خلاقیت استر همیشه موجب جذابیت رمان می‌شود. ار دفتر را می‌گشاید و شروع به نوشتن داستانی بر اساس رمان شاهین مالت (اثر داشیل همت) می‌کند. در رمان همت مردی موفق و خوشبخت ناگهان ناپدید می‌شود. بعداً معلوم می‌شود که چیری نمانده بود بر اثر سقوط یک تیر آهن کشته شود، و پاسخ او به این «تصادف کور» این بود که از شهر خود بگریزد و در جای دیگری زندگی تازه‌ای را شروع کند. در روایت او یک ناشر نیویورکی از جادثه‌ای که ممکن بود به مرگ حتمی منتهی شود، جان سالم به در می‌برد. او نیز مانند شخصیت داستان همت احساس می‌کند که «انگار کسی در دیگ زندگی را برداشته و به او اجازه داده بود لحظه‌ای داخل دیگ را تماشا کند.» مرد که باون نام دارد فوراً شهر را ترک کرده روانه‌ی کانزاس‌سیتی می‌شود و در یک موزه‌ی عجیب و زیرزمینی شروع به کار می‌کند. در این‌جا شرح یک رمان خیالی و یک رمان حقیقی (ماشین زمان، اثر اچ.جی. ولز) وارد داستان می‌شود؛ اما شب پیشگویی عاقبت به یک رمان پلیسی عاشقانه تبدیل می‌گردد: ار در زندگی واقعی نسبت به زنش بدگمان می‌شود.
در این مرحله باز هم با چند داستان در داستان و رابطه‌ی میان واقعیت و خیال که هم‌چنان معلق مانده است، استر فضای متافیزیکی را ترک می‌کند و رمان را به نحوی دراماتیک به پایان می‌برد.
بر اساس تعریف ژان پل سارتر از اگزیستانسیالیسم «انسان پیش از هز چیز وجود دارد، با خود روبرو می‌شود، در جهان برمی خیزد و سپس خود را تعریف می‌کند.» در تعبیر استر که کم‌تر قهرمانانه است، مردی ابتدا وجود دارد، بعد تصادفاً دچار پیشآمدهای عجیب می‌شود و بسته به شانس خود بخوشبخت می‌شود یا ناگهان می‌میرد یا به یک گدای ولگرد تبدیل می‌گردد. زندگی گاه به داستان شبیه می‌شود یا شاید واقعیت این باشد که مرزبندی میان حقیقت و داستان کار چندان ساده‌ای نیست.
پل استر برای بیان این پیام چارچوب‌های فریبنده‌ای ابداع کرده که از قالب‌های مختصر و ساده‌ای تشکیل می‌شوند. ممکن است تصور شود که او به خواننده چیز تازه‌ای نمی‌دهد و آن‌چه را که می‌داند طوری عرضه می‌کند که نو، ژرف و پرمعنا به نظر بیاید. اما شمار بسیاری از نویسندگان معاصر کوشیده‌اند میان ژانر عامه‌پسند و آثار بزرگ مدرنیست پیوندی ایجاد کنند و فقط تعداد انگشت‌شماری به اندازه‌ی استر در این راه موفق بوده‌اند.
 



نظر خوانندگان: 2 نظر
 
 
  استفاده از مطالب جن و پری یا نقل آنها با ذکر منبع، یا لینک مستقیم امکان‌پذیر است