صفحه‌ی اول  | درباره‌ی ما  |  تماس

 

نشريه
■  فهرست مطالب
■  یادداشت سردبیر
■  داستان ما
■  داستان ديگران
■  شعر
■  مرور کتاب
■  نقد و مقاله
■  گفتگو
■  ويژه نامه
■  داستان تجربه
■  کارگاه داستان
■  درباره‌ی داستان‌نويسی
■  پستوی نقد و مقاله
■  جن فضول/ پری کنجکاو
■  نمایش‌نامه
■  سیمین بهبهانی
■  ادبیات کلاسیک ایران
■  تازه‌های کتاب

آرشيو مطالب گرداننده
■  بيوگرافی
■  آثار نویسنده
■  مادمازل کتی
■  کافه‌ی پری دریایی
■  نقد و مقاله
■  مصاحبه‌ها

■  پیوندها






در مسیر ققنوس


کتاب «در مسیر ققنوس» نوشته‌ی بردیا سعادت یکی از معدود آثار منتشر شده از نویسندگان ایرانی در حیطه‌ی ژانر فانتزی است. چاپ اول این کتاب که اولین اثر منتشر شده‌ی نویسنده‌اش است در 1386 با تیراژ 3000 نسخه توسط انتشارات اندیشه‌ی برتر منتشر شده است .

ماجرای داستان در شانزده فصل و 215 صفحه اتفاق می‌افتد. کتاب در مسیر ققنوس را می‌توان عمدتن از زیرگونه‌ی «فانتزی پویش» دانست؛ اگرچه رگه‌های فانتزی «شمشیر و جادو» نیز در آن به‌چشم می‌خورد.

ماجرای داستان، حادثه‌های سفر ماجراجویانه‌ی جهانگردی است که به‌دنبال پاسخی برای سؤال خود می‌گردد: «چرا؟»

ولی در ادامه‌ی داستان درمی‌یابیم که دانستن پاسخ این پرسش برای او مستلزم تحمل سختی‌ها و عبور از مصائبی خواهدبود.داستان این طور آغاز می‌شود:

«در ابتدا هیچ نبود. بادهای سوزان، غبار را به هر سو پراکنده می‌کرد و کرانه‌‌ی افق، منجمد شده بود. در اعماق آسمان چیزی به جز سیاهی و کورسوی ستاره‌های یخ‌زده به نظر نمی‌رسید. سکوت بر همه‌جا حکم‌فرمایی می‌کرد و همه‌جا در ظلمات فرو رفته بود. در سطح زمین تا چشم کار می‌کرد سنگ‌ریزه و خاک و شن بود. نه صدای جانداری به گوش می‌رسید و نه از گیاه و بوته‌ای خبری بود.

در آن ژرفای نیستی، برقی در آسمان تیره درخشید و در یک لحظه‌ی کوتاه،‌ سطح زمین را روشن کرد .آن‌گاه یک‌بار ندا آمد. دوبار ندا آمد و... هزاربار ندا آمد»

شروع کتاب مانند شروع کتاب مقدس است و همان فضا را دارد. سپس ماجرا آغاز می‌شود. در ابتدای سفر، قهرمان داستان -مرد جهانگرد- در كوران برف گرفتار میشود و به‌ناچار در كلبه‌ای متروک در ستیغ قله‌ی كوهی برف‌گرفته پناه می‌برد. مرد در آنجا با یک جن کوتاه‌قامت سبزرنگ روبه‌رو می‌شود كه اولین سرنخ‌ها را برای ادامه‌ی سفر در اختیارش قرار می‌دهد.

جن سبزرنگ یک‌‌دست كارت بازی به جهانگرد می‌دهد و از او می‌خواهد تا به‌دنبال ققنوسی دانا بگردد.

با ادامه‌ی مسیر در دالان‌ها و مسیرهای مختلف، جهانگرد دوستان و هم‌سفران جدیدی پیدا می‌کند و نیز درمی‌یابد كه سرزمین افسانه‌ای كه در آن پای گذاشته دریاچه‌ای دارد كه هیچ كس را حق پای گذاشتن در محدوده‌ی آن نیست. دریاچه و اطرافش محدوده‌ی ممنوعه است و «هارون» كه در آدریا قدرت مطلق است، هر كس را كه بخواهد پای در حریم دریاچه بگذارد از میان می‌برد.

هارون فرمان‌روای سرزمین آدریاست و معلوم می‌شود که خودش نیز نیروی اهریمنی‌اش را از دریاچه به‌دست آورده است. ماجرای داستان در مسیر گروه ماجراجویان، شامل جهانگرد و هم‌سفرانش برای رسیدن به دریاچه‌ی آدریا به‌وقوع می‌پیوندد. این سفر در سرزمینی نفرین‌شده ادامه می‌یابد؛ جایی كه پدر به پسر رحم نمی‌كند و تمام معیارهای اخلاقی و وجدان بشری به‌كلی محو شده.

سرتاسر این داستان جالب مملو از موجودات خیالی و افسانه‌ای و نیز حوادث جادویی است. اگرچه سیر حوادث داستان گیرا است، لیکن در مواردی هم ضعف‌هایی به طرح و شکل داستان وارد است. با این‌وجود باید در نظر داشت از آنجایی که گونه‌ی ادبیات فانتزی در زبان فارسی بسیار مهجور و ناشناخته است، هر نوع تلاشی از سوی نویسندگان فارسی‌زبان برای خلق آثار ادبی در این‌زمینه‌ و معرفی هر‌چه بیش‌تر این نوع ادبی، شایان تقدیر است.

در پایان یکی از نکاتی که باید به آن اشاره شود، چاپ و ویرایش ضعیف کتاب است. رسم‌الخط کتاب با رسم‌الخط جدید مطابقت نداشته و ویرایش و صفحه‌بندی کتاب در بسیاری موارد نامناسب است.

 



نظر خوانندگان: 0 نظر