این زحمت را باید جای دیگری
جور دیگری
میرفت میکشید پدر
دیوار باغ اما یتیم شده بود
اتاق وُ بادام وُ علفهای
نَرمِگی وَ برادرانی که ناخلف بودند
خوش
به حال سیبزمینیها که زیر عمل بوته میآیند
خوش
به حال خوش
به
حال صداهای خانهی پدری
به زبان مادری
و به چشمان کاملا باز خودم
حتی
تبرستانش کف دست بود و ندید!
زیر بُته سیبزمینی عمل میآید
پسرم !
تو که نه خواهر داری
نه برادر
نه بالکن
من هم که هر لحظه ممکن است
بروم
غصه نخوریا!
برایت یک جفت همستر* خریدهام
غصه نخور!
تنهایی تو را هم به فرزندی
قبول میکند...
موش خانگی :Hamster *