صفحه‌ی اول  | درباره‌ی ما  |  تماس

 

نشريه
■  فهرست مطالب
■  یادداشت سردبیر
■  داستان ما
■  داستان ديگران
■  شعر
■  مرور کتاب
■  نقد و مقاله
■  گفتگو
■  ويژه نامه
■  داستان تجربه
■  کارگاه داستان
■  درباره‌ی داستان‌نويسی
■  پستوی نقد و مقاله
■  جن فضول/ پری کنجکاو
■  نمایش‌نامه
■  سیمین بهبهانی
■  ادبیات کلاسیک ایران
■  تازه‌های کتاب

آرشيو مطالب گرداننده
■  بيوگرافی
■  آثار نویسنده
■  مادمازل کتی
■  کافه‌ی پری دریایی
■  نقد و مقاله
■  مصاحبه‌ها

■  پیوندها




رویا تفتی

بوته


این زحمت را باید جای دیگری

جور دیگری

می­رفت می­کشید پدر

دیوار باغ اما یتیم شده بود

اتاق وُ بادام وُ علف­های نَرمِگی وَ  برادرانی که ناخلف بودند

خوش به حال سیب­زمینی­ها که زیر عمل بوته می­آیند

خوش به حال خوش

به حال صداهای خانه­ی پدری

به زبان مادری

و به چشمان کاملا باز خودم حتی

تبرستانش کف دست بود و ندید!

 

زیر بُته سیب­زمینی­ عمل می­آید پسرم !

تو که نه خواهر داری

             نه برادر

                 نه بالکن

من هم که هر لحظه ممکن است بروم

غصه نخوریا!

برایت یک جفت همستر* خریده­ام

غصه نخور!

تنهایی تو را هم به فرزندی قبول می­کند...

 

  موش خانگی   :Hamster *

 



نظر خوانندگان: 7 نظر