صفحه‌ی اول  | درباره‌ی ما  |  تماس

 

نشريه
■  فهرست مطالب
■  یادداشت سردبیر
■  داستان ما
■  داستان ديگران
■  شعر
■  مرور کتاب
■  نقد و مقاله
■  گفتگو
■  ويژه نامه
■  داستان تجربه
■  کارگاه داستان
■  درباره‌ی داستان‌نويسی
■  پستوی نقد و مقاله
■  جن فضول/ پری کنجکاو
■  نمایش‌نامه
■  سیمین بهبهانی
■  ادبیات کلاسیک ایران
■  تازه‌های کتاب

آرشيو مطالب گرداننده
■  بيوگرافی
■  آثار نویسنده
■  مادمازل کتی
■  کافه‌ی پری دریایی
■  نقد و مقاله
■  مصاحبه‌ها

■  پیوندها




حسین جاوید

«ختم‌الغرایب» خاقانی و تصحیح متون ادبی در گفت‌وگو با دکتر یوسف عالی عباس‌آباد


 

«ختم‌الغرایب» به یک دایرة‌المعارف می‌ماند»


بدون شک، بسیاری از ما ارتباط‌مان را با گنجینه‌ی غنی ادبیات کلاسیک‌مان گسسته‌ایم و این آثار اندک اندک به سمتی می‌روند که تنها در کتب تاریخ ادبیات نامی از آن‌ها برده شود و به مرور زمان هم به دست فراموشی سپرده شوند. در بین نسل جوان کم‌تر کسی را می‌توان یافت که غزلی از حافظ یا ابیاتی از شاهنامه را از بر داشته باشد و سنایی و بیهقی و ناصرخسرو و فرخی را جز با خیابان‌ها و مکان‌هایی که به اسم آن‌ها نام‌گذاری شده به یاد آورد. «حسان‌العجم افضل‌الدین بدیل بن علی بن عثمان» معروف به «خاقانی شروانی» از زمره‌ی سخن‌ورانی است که آن‌چنان که باید و شاید به آن‌ها پرداخته نشده و در پیچ و خم تاریخ ادبیات همواره رو به گذر فراموشی داشته است. خاقانی از بزرگ‌ترین شاعران ایرانی است اما به دلیل دشواری و دیریاب بودن شعر او، آثارش کم‌تر مجال تصحیح و شرح و توضیح‌ یافته‌اند. مثنوی «ختم‌الغرایب» یکی از همین آثار است  ـ که با وجود این‌که اولین سفرنامه‌ی منظوم فارسی به شمار می‌رود و اطلاعات ذی‌قیمتی از علوم مختلف زمانه‌ی خاقانی را شامل است ـ سا‌ل‌های سال در محاق فراموشی به سر برده و آخرین تصحیح آن، چاپ دکتر «یحیا قریب» که اغلاط فراوانی هم دارد، به نیم قرن پیش بازمی‌گردد. نشر «سخن» نسخه‌ای منقح از این کتاب را با تصحیح و تعلیقات «دکتر یوسف عالی عباس‌آباد» منتشر کرده است. انتشار این کتاب بهانه‌ای بود که سراغ دکتر عالی عباس‌آباد برویم و با او درباره‌ی «ختم‌الغرایب،» و به‌طور کلی تصحیح متون ادبی و لزوم این امر، به گفت‌وگو بنشینیم.

 

***

 

- آقای دکتر! در مقدمه‌ی «ختم‌الغرایب» اشاره کرده‌اید که این مثنوی ارزش‌مند خاقانی شروانی چندان مورد توجه نبوده است و جز چند چاپ سنگی مغلوط و نیز چاپ دکتر یحیا قریب که نقایص فراوانی دارد و بیش از نیم قرن از زمان انتشارش می‌گذرد هیچ کوشش دیگری برای تصحیح آن صورت نگرفته است. می‌خواهم بپرسم اصولاً در ادبیات کلاسیک ما آثاری از این دست که در محاق فراموشی و بی‌توجهی باقی مانده‌اند چه‌‌قدر است و چرا شما ابتدا سراغ «ختم‌الغرایب» رفتید؟

 

اگر به کتابخانه مراجعه کنید و فهرست نسخ خطی را ببینید، آثار متعددی در زمینه‌های مختلف هستند که از نظر ادبی، لغوی و مسائل دیگر ارزش‌های فراوانی دارند و این آثار یا ناشناخته مانده‌اند و یا نیاز به تصحیح دارند. باید مصححان بروند و نسخه‌های متعدد این آثار را از نقاط مختلف دنیا به دست بیاورند و به تصحیح آن‌ها همت کنند اما متاسفانه این کار کم‌تر صورت گرفته است. در نظر بگیرید که نظامی با این‌که یکی از بزرگ‌ترین شعرای ماست هنوز آثارش آن‌چنان که باید تصحیح نشده و به غیر از نسخه‌ای که مرحوم وحید دستگردی و دکتر حمیدیان منتشر کرده‌اند هیچ کوششی برای تصحیح مجدد آثار او انجام نشده است. در آثار نظامی اغلاط فراوانی راه یافته و تمام منظومه‌های او نیاز به تصحیح دارند. به خاطر مشکلاتی نظیر کمبود نسخ، دشواری کار و وقت‌گیر بودن آن تا به حال استادان سراغ این کار نرفته‌اند و ما هنوز نسخه‌ی قطعی‌ای از آثار نظامی در دست نداریم. حالا این را مقایسه بکنید با آثار شاعرانی نظیر امیرخسرو دهلوی. آن‌هایی هم که اصلاً شناخته شده نیستند دیگر وضعیت‌شان مشخص است. درباره‌ی «ختم‌الغرایب» همانطور که در مقدمه هم گفته‌ام این کتاب یکی از کتاب‌های بسیار ارزشمند است. اولین سفرنامه‌ی منظوم فارسی است. مطالب تاریخی، جغرافیایی دارد و اصطلاحات علوم مختلف مثل فقه، فلسفه، نجوم، طب و حتا اصطلاحات شطرنج و عرفان در آن هست و واقعاً به یک دایرة‌المعارف می‌ماند. کتاب‌هایی را که تا به امروز درباره‌ی «ختم‌الغرایب» منتشر شده و شروحی که بر آن نوشته شده است در مقدمه به تفصیل و بعضی‌ها را به ایجاز معرفی کرده‌ام اما خود کتاب نیازمند تصحیح بود. من در مقاله‌ای به اسم «ضرورت تصحیح مجدد تحفة‌العراقین» که در مجله‌ی «حافظ» چاپ شد دلایل آن را ذکر کرده‌ام. در چاپ دکتر «قریب» توالی منطقی ابیات به هم خورده بود. برخی از بیت‌ها حدف شده و برخی بیت‌های الحاقی وارده متن شده و بعضی از واژه‌ها تحریف و تصحیف شده است. اگر شما تمامی این‌ها را جمع کنید بدون احتساب اغلاط مطبعه‌ای و چاپی بیش از سی‌صد مورد است. توضیحاتی هم که بر اساس آن شکل تحریف شده انجام گرفته طبیعتا غلط است. اگر بین نسخه‌ی ما و نسخه‌ی دکتر قریب مقایسه‌ای انجام دهید متوجه خواهید شد که چه‌قدر از نظر ضبط واژگانی، توالی ابیات و تعداد ابیات با هم تفاوت دارند.

 

- علت این‌که از قریب به اتفاق اشعار و نوشته‌های شاعران و نویسندگان کلاسیک ما نسخه‌ی معتبر و معیار وجود ندارد و باید با استفاده از تصحیح و مقابله به نسخه‌های نزدیک به اصل آن‌ها دست‌رسی پیدا کنیم چیست؟ چرا نسخه‌های اصلی این آثار از دست رفته‌اند؟

 

علل مختلفی وجود دارد از جمله جنگ‌های متعدد، قتل و غارت‌ها، سوزاندن کتاب‌خانه‌ها، حادثه‌ی مغول و... از طرف دیگر ارزش نسخ خطی امروزه یک مقدار شناخته شده و قبلاً به آن‌ها توجهی نمی‌شده است. حتا صد سال، دویست سال پیش شما به راحتی می‌توانستید برای خودتان کتابخانه‌ای از نسخ خطی تهیه کنید. نسخ خطی بیشتر در دست افراد بود و آن‌ها هم اهتمامی برای نگهداری آن‌ها نداشتند و آن طور که باید و شاید ارزش این نسخه‌ها را نمی‌دانستند و به همین علت بعضی از این آثار از بین رفته‌اند. البته هنوز تعدادی نسخ خوب در دست است که اغلب در کتابخانه‌های خارج از کشور هستند و حتا دسترسی به آن‌ها هم دشوار است.

 

- اتفاقاً من می‌خواستم بپرسم اصولاً مصحح چه‌طور به نسخه‌ها که به‌طور معمول بسیار نایاب و در نقاط مختلف جهان پراکنده هستند دست‌رسی پیدا می‌کند؟ آیا نهادی هست که متولی این امر باشد و مصححان را در دستیابی به این نسخه‌ها یاری کند؟

 

دست‌رسی به این نسخه‌ها بسیار مشکل است. نهادهایی هستند مثل بخش فرهنگی سفارت‌ها، دانشگاه‌ها و ... اما آن‌گونه که باید و شاید از مصححان حمایت نمی‌کنند. واقعاً در عمل همکاری چندانی ندارند و اگر مکاتبه‌ای، تلفنی، سفارشی هم می‌کنند اغلب اوقات نتیجه نمی‌دهد. همکارانی را می‌شناسم که در حال تصحیح آثار هستند و چند سال است که برای داشتن یک نسخه‌‌ی خاص از اثر در حال تصحیح  کوشش می‌کنند و هنوز نتوانسته‌اند آن نسخه را به دست بیاورند. در تصحیح «ختم‌الغرایب» بخت با من یار بود زیرا مرحوم «مجتبا مینوی» سال‌ها قبل نسخه‌های مختلف این کتاب را به‌صورت میکروفیلم تهیه کرده و به کتابخانه‌ی دانشگاه تهران اهدا کرده بود. نسخه‌ی «استانبول» را از این طریق به دست آوردم. نسخه‌ی «وین» را هم که نسخه‌ی اساس بود با کمک و مساعدت استاد ایرج افشار و با شفاعت دکتر شفیعی کدکنی تهیه کردم که البته بعدها انتشارات میراث مکتوب آن‌را به صورت نسخه برگردان چاپ کرد.

 

- چرا بین نسخ مختلف متون کلاسیک ما این‌قدر تفاوت است؟ آیا همه‌ی این تفاوت‌ها به کاتبانی برمی‌گردد که آن‌ها را استنساخ می‌کرده‌اند یا احتمالاً برخی از تفاوت‌ها و غلط‌ها در طی سال‌ها عامدانه وارد این متون شده‌اند؟

 

این‌که نسخه‌ها با هم اختلاف بسیار دارند و گاهی کاتبان به عمد در متن دخل و تصرف می‌کردند یک واقعیت است. گاهی کاتب به عنوان کار نگاه می‌کرده به این موضوع و نسخ را استنساخ می‌کرده و دستمزد می‌گرفته است. چنین کاتبی بعضی اوقات خسته بوده و غلط‌های زیادی وارد می‌شده و بعضی مواقع تعمداً چند بیت را جا می‌انداخته است که کارش زودتر تمام شود. یا از روی بی‌سوادی معنای یک لغت را متوجه نمی‌شده و یک لغت مشابه که معنای روشنی داشته جایگزین کلمه‌ی اصلی می‌کرده است. گاهی هم کاتب آدم خوش‌ذوقی بوده و خودش به سلیقه‌ی خودش در متن دخل و تصرف می‌کرده است و مثلاً، هنگامی که یک بیت به نظرش زیبا نمی‌آمد، آن‌را مطابق سلیقه‌ی خودش تغییر می‌داد. در مواردی هم کاتب بنا به تصعب دینی، ملیتی یا قومی ابیاتی را به عمد حذف می‌کرده یا تغییر می‌داده است. این‌ها از موادری است که باعث اختلاف در نسخ مختلف یک متن واحد است.

 

- شما در تصحیح «ختم‌الغرایب» نسخه‌ی متعلق به کتاب‌خانه‌ی ملی اتریش که در سال ۵۹۳ هجری کتابت شده و از همه‌ی نسخه‌ها قدیمی‌تر است نسخه‌ی اساس قرار داده‌اید. اشاره کرده‌اید که این نسخه را همین اواخر ایرج افشار شناسانده است. آیا این نسخه تا پیش از این مهجور بوده و کسی از وجودش مطلع نبوده است؟

 

همین‌طور است. چون این نسخه نه با نام شناخته‌شده‌اش یعنی «تحفة‌العراقین» که به اسم «ختم‌الغرایب» ضبط شده و از نسخه‌های خطی کتابخانه‌ی وین هم فهرستی تهیه نشده بود. به همین دلیل این نسخه گمنام باقی مانده بود.

 

- احتمال وجود چنین نسخه‌هایی از کتاب‌های دیگر هم وجود دارد؟ یا مثلاً ممکن است روزی نسخه‌ای از آثار از دست رفته نظیر بخش‌های گم‌شده‌ی تاریخ بیهقی پیدا شود؟

 

این احتمال وجود دارد، البته در مورد تاریخ بیهقی خیلی ضعیف است. همیشه محتمل است که نسخه‌های خوب و باارزش از آثار معتبر فارسی در نقاط مختلف دنیا چه در دست اشخاص و چه در کتابخانه‌ها وجود داشته باشند که هنوز شناخته شده نیستند. به عنوان مثال، نسخه‌ی باارزشی از کتاب «سفینه‌ی تبریز» وجود داشت که در دست یک شخص بود و او این نسخه را سال‌ها نگاه داشته بود. کتابخانه‌ی مجلس اخیراً آن‌را خریداری و به‌صورت نسخه برگردان چاپ کرد. این نسخه نسخه‌ی منحصر به فرد و ارزشمندی است. ما امیدواریم نسخه‌هایی نظیر این پیدا و شناخته بشوند و علاقه‌مندان و محققان بتوانند به آن‌ها دسترسی بیابند.

 

- در تصحیح معمولاً نسخه‌هایی را که سال کتابت آن‌ها به سال آفرینش خود اثر نزدیک‌تر است معیار قرار می‌دهند. امکان این وجود ندارد که یک نسخه‌ی متاخر‌تر از روی متن معتبرتری نسبت به متنی که نسخه‌ی متقدم از آن بهره گرفته کتابت شده باشد؟

 

قدمت نسخه الزاماً دلیل صحت آن نیست اما مصححان توجه بیشتری به این نسخه‌ها می‌کنند چون احتمال تصحیف و تحریف نسخه‌های قدیمی‌تر کم‌تر است. از همین «تحفة‌العراقین» بیش از صد نسخه در دست داریم اما همه‌شان متاخرند و حتا تشخیص این‌که کدام‌یک از این‌ها معتبر هستند کار دشواری است. نسخه‌های با قدمت حداقل این کمک را به مصحح می‌کنند که بررسی کند توالی ابیات در این نسخ با توالی ابیات در نسخ متاخر تا چد هماهنگی دارد. یا در آن نسخه‌ای که از نظر تاریخی قدمت بیشتری دارد بیت‌های حذف‌شده در نسخ متاخر موجود هستند یا خیر. این نوع اطلاعات به مصحح کمک می‌کند که راحت‌تر و درست‌تر درباره‌ی بیت‌های الحاقی و ضبط درست کلمات تصمیم‌گیری کند.

 

- اگر موردی پیش بیاید که کلمه یا بیتی در یک اثر در همه‌ی نسخه‌های موجود مورد شک باشد و صحت آن بعید به نظر برسد، مصحح تا چه حد اجازه دارد که بر اساس علم و بینش خود و شناختی که نسبت به مصنف آن اثر دارد دست به تصحیح بزند؟ این نوع تصحیح ارزش علمی دارد؟

 

این نوع تصحیح تصحیح ذوقی است که ارزش علمی چندانی ندارد، مگر آن‌که با استدلال بسیار قوی همراه باشد. اگر کلمه‌ای در پنج، شش نسخه مغلوط است در وهله‌ی اول باید به آثار خود شاعر توجه کنیم که آیا نظیر این ترکیب، کلمه یا ساخت نحوی را در جای دیگری به کار برده است یا نه. در مرحله‌ی بعدی به آثار شعرای معاصرش مراجعه می‌کنیم که آیا آن‌ها به کار برده‌اند یا خیر. به هر حال، صورت صحیح را باید در وهله‌ی اول در خود نسخه‌ها جست‌وجو کنیم و خیلی بعید است که همه‌ی نسخه‌ها به اتفاق غلط باشند. دراین‌گونه موارد مصحح حتماً باید ذکر کند که فلان صورت به نظر من درست است و ترجیحاً آن صورت را در متن قرار ندهد و در تعلیقات یا در پاورقی به آن اشاره کند.

 

- اشعار خاقانی چه در دیوان قصایدش و چه در مثنوی «ختم‌الغرایب» مشحون است از مضامین، استعارات، ترکیبات و کنایات مختلف و بدیع که در کنار اطلاعات گسترده‌ای که او از علوم مختلف زمانه‌ی خود دارد و در اشعارش از آن‌ها استفاده کرده و لغات و اصطلاحات مهجور عربی شعر او را بسیار دشوارفهم و دیریاب می‌کند. ما در شعرای بزرگ پیش و پس از خاقانی از رودکی گرفته تا فردوسی و سعدی و حافظ و نیز هم‌عصران او نظیر نظامی و حتا رشید وطواط ـ که استاد استفاده‌ی تصنعی از آرایه‌های ادبی است ـ این‌چنین دشوارگویی و استفاده‌‌ی بی حد و حصر از معانی باریک در کنار صنایع ادبی را نمی‌بینیم. علت این موضوع چیست؟

 

این را در دو بخش می‌شود بررسی کرد. یکی شخصیت فردی خاقانی است که انسانی بسیار مغرور بوده و این را از شعرهای‌اش متوجه می‌شویم. در کتاب «سفینه‌ی تبریز» ـ که پیش از این نیز به آن اشاره‌ای شد ـ قسمتی هست که یکی از شعرا به‌طور ناشناس نزد خاقانی می‌رود. او توصیف می‌کند که خاقانی در یک جایگاه بلند نشسته بود و پاهای‌اش را داخل روغن بادام گذاشته بود. این نشان می‌دهد که خاقانی آدم مغروری بوده است و غرور بیش از حد یکی از دلایل دشواری شعر خاقانی و مغلق‌گویی اوست. درواقع خاقانی می‌خواسته خودش را با گویندگان معاصرش مقایسه کند. وقتی شاعری یک ردیف دشوار را برای شعرش انتخاب می‌کند ـ که خاقانی زیاد این‌کار را کرده ـ می‌خواهد بگوید که من با وجود ردیف سخت و طولانی به راحتی می‌توانم از عهده‌ی سرودن بربیایم و قدرت شاعری من از فلانی بیش‌تر است. خاقانی با هم‌عصران خودش درگیری‌های زیادی داشته و کم‌تر کسی بوده که مورد هجو خاقانی واقع نشود و او حتا استاد و پدر خودش را هم هجو کرده است. در «تحفة‌العراقین» که این‌قدر خورشید را ستایش کرده یک جا خورشید را هم هجو می‌کند. این به ویژگی روحی و شخصیتی خاص خاقانی برمی‌گردد.

یک بعد دیگر این موضوع مربوط است به احاطه‌ی خاقانی به علوم مختلف نظیر نجوم، طب و...  خاقانی از اصطلاحات این علوم به زیباترین وجه و با جزئیات کامل در شعرش بهره می‌گیرد. درواقع هر علمی که در زمان خاقانی رایج بوده او اصطلاحات آن علم را به نوعی در شعرش آورده و این باعث مشکل شدن شعر او شده است. به علت همین دشواری است که توجه زیادی  به شعر خاقانی نمی‌شود. شروحی که در سال‌ها و قرون گذشته بر مثنوی «تحفة‌العراقین» نوشته‌ شده و من در مقدمه‌ی کتاب به آن‌ها اشاره کرده‌ام نشان می‌دهد که از دیرباز فهم شعر خاقانی برای همگان میسر نبوده است.

 

- آیا خاقانی به غیر از مثنوی «ختم‌الغرایب» آثاردیگری هم دارد که نسخه‌ای منقح از آن‌ها منتشر نشده باشد و احتیاج به تصحیح و انتشار متن بی‌غلط و معتبر آن‌ها احساس شود؟

 

قطعاً همین‌طور است. در اولین مرحله دیوان خاقانی است که نسخ منتشر شده از آن اغلاط فراوانی دارد و نیاز به تصحیح آن احساس می‌شود. با توجه به حجم زیاد دیوان و در دست‌رس نبودن نسخه‌های معتبر از آن، تصحیح آن کار بسیار سنگینی است و حتماً باید یک سازمان این‌کار را برعهده بگیرد و از مصحح حمایت کند، زیرا مصحح حداقل باید ده سال عمر را شبانه‌روزی صرف این‌کار کند و نسخه‌های مختلف را بررسی کند. حجم دیوان سنگین است و شعر خاقانی هم دشوار و به همین علت هیچ‌کس جرات نمی‌کند سراغ تصحیح دیوان برود.

 



نظر خوانندگان: 0 نظر