1
جمهوری درخت و / تاریکی دریا
ظلمتی در راه است
فانوست را
روشن کن !
2
مینویسم و / خط میزنم
تمام نمیشود
پارههای یادت
دارم
به روزههای مانده
فکر میکنم
3
شاخهای گل یخ
مرا به زمستانها ی تو
میکشاند
خاطری در آمدنت
پیر و / پیرتر میشود
چه رویایی / با تو به خانه
برمیگردد
4
پرچمی بر آستانهات
چه بارانی
هزار کوچه به دریاست
زخم خیابان و
فوارهای به نشانه نامت
نام نامی عشق و /
گلویی که از تو / تازه میشود
تنها سطری و / پاسخی
وطن آ فتاب و / خطابه ممنوع!
چهار نمای کوچک/ زانو به زانوی نگا ه عاشقات!
22 دی 88