صفحه‌ی اول  | درباره‌ی ما  |  تماس

 

نشريه
■  فهرست مطالب
■  یادداشت سردبیر
■  داستان ما
■  داستان ديگران
■  شعر
■  مرور کتاب
■  نقد و مقاله
■  گفتگو
■  ويژه نامه
■  داستان تجربه
■  کارگاه داستان
■  درباره‌ی داستان‌نويسی
■  پستوی نقد و مقاله
■  جن فضول/ پری کنجکاو
■  نمایش‌نامه
■  سیمین بهبهانی
■  ادبیات کلاسیک ایران
■  تازه‌های کتاب

آرشيو مطالب گرداننده
■  بيوگرافی
■  آثار نویسنده
■  مادمازل کتی
■  کافه‌ی پری دریایی
■  نقد و مقاله
■  مصاحبه‌ها

■  پیوندها




رباب محب

یک شعر


یک قطره

زیرِ دامنِ پاره‌یِ 

تکه پاره‌هایِ ابرهایِ خود

سقفی که سنّت می‌شکند        پناه نمی‌دهد

می‌دانی

با این اتاق  از یک آب وُ

 از یک ریشه‌ای

&

 

عقربه‌هایت را رویِ محورِ شعر تنظیم می‌کنی

به کاغذهایت پناه می‌بری

در همین مقام گم می‌شوی

 

روزها    پرنده‌ای که از کنار تو می‌گذرد

در آسمان‌هایِ فراموشی

 

 , January 23, 2010



نظر خوانندگان: 2 نظر