صفحه‌ی اول  | درباره‌ی ما  |  تماس

 

نشريه
■  فهرست مطالب
■  یادداشت سردبیر
■  داستان ما
■  داستان ديگران
■  شعر
■  مرور کتاب
■  نقد و مقاله
■  گفتگو
■  ويژه نامه
■  داستان تجربه
■  کارگاه داستان
■  درباره‌ی داستان‌نويسی
■  پستوی نقد و مقاله
■  جن فضول/ پری کنجکاو
■  نمایش‌نامه
■  سیمین بهبهانی
■  ادبیات کلاسیک ایران
■  تازه‌های کتاب

آرشيو مطالب گرداننده
■  بيوگرافی
■  آثار نویسنده
■  مادمازل کتی
■  کافه‌ی پری دریایی
■  نقد و مقاله
■  مصاحبه‌ها

■  پیوندها




محمود معتقدی

ابلهانه نبود


 

هنوز در فکر آن کوچه‌ام


 که چگونه

 

مرا به دست‌های تو می‌رسانَد

 

عصرهای سکوت‌های باران‌خورده

 

تو می‌آمدی وَ

 

از وطن ِ آفتاب

 

چراغی برابرت

 

یعنی نترسیدی

 

سه‌شنبه‌های تابستانی

 

هنوز مثل خنده های تو بودند

 

چقدر راه‌های نیامده را

 

به چشم‌های تو می‌سپرده‌ام

 

شعری به روایت اکنون

 

بازی

 

هرگز برنده‌ای نداشت

 

ابلهانه نبود؟

 

 

                                              تابستان 88



نظر خوانندگان: 2 نظر