. (۱۹۹۳) Dröm برگرفته از کتاب: "رویا"
Gunnar Bergströmبه قلم:
بیونگ واچو (متولد ۱۹۲۱) در شهر انسونگ در کرهی جنوبی بدنیا
آمده است. او سالها کرسی استادی رشتهی شعر مدرن را در دانشگاه کیونگی پایتخت این
کشور دارا بوده و همزمان ریاست دانشکدهی هنرهای زیبای این کشور را بعهده داشته
است. بیونگ واچو آسان اما عمیق مینویسد. لحن اندوهناک، سودازدگی و حس لاعلاج
تنهائی از شاخصههای شعر او به شمار میرود. ترجمهی اشعار زیر از روی ترجمهی سوئدی
شعرها صورت گرفته است.
1
صدف
صدف کنارِ دریا
آیا کسى هست
از تو تنهاتر روى زمین؟
با توام
صدف کنارِ دریا
که به حال خود رها شدهیى
تمام روز
دلتنگ آبهاى آرام اعماق
گردش مکرر ماه و آفتاب
نتوانست رویاى تو را نابود کند
صدف از یاد رفته
در ساحل اقیانوس بزرگ
اصلا کسی
تنهاتر از تو هست در این دنیا؟
2
خاطره
به کنار دریا رفتم
تا فراموش کنم
قدمزنان
یک روز
دو روز
سه روز گذشت
تابستان سپرى شد
و زنان زیبائی
که آبها را به دنبال صدف
زیر و رو میکردند
اکنون مدتهاست
شناکنان
از اینجا رفتهاند
یک روز
دو روز
سه روز است
که در ساحل قدم میزنم
تا فراموش کنم
3
غروب
هر روزٍ خدا
خورشید، آسمان را رنگ قرمز خون میزند
بعد خود را پشت کارٍ دست خودش
پنهان میکند
آیا تنهائی
بزرگترین حظّ غروب نیست؟
4
دریا
هر وقت به دریا نگاه میکنم
دلم برای نامهای که از دوردست بیاید
تنگ میشود
هر وقت به نامههایم فکر میکنم
دلم برای لبخند دوستانهی دوشیزهای
از "کورسیکا" تنگ میشود
هر وقت به دختر فکر میکنم
خودم را فرورفته در اعماق آبی مدیترانه
میبینم.