صفحه‌ی اول  | درباره‌ی ما  |  تماس

 

نشريه
■  فهرست مطالب
■  یادداشت سردبیر
■  داستان ما
■  داستان ديگران
■  شعر
■  مرور کتاب
■  نقد و مقاله
■  گفتگو
■  ويژه نامه
■  داستان تجربه
■  کارگاه داستان
■  درباره‌ی داستان‌نويسی
■  پستوی نقد و مقاله
■  جن فضول/ پری کنجکاو
■  نمایش‌نامه
■  سیمین بهبهانی
■  ادبیات کلاسیک ایران
■  تازه‌های کتاب
■  پیوندها

آرشيو مطالب گرداننده
■  بيوگرافی
■  آثار نویسنده
■  مادمازل کتی
■  کافه‌ی پری دریایی
■  نقد و مقاله
■  مصاحبه‌ها




میثم ریاحی

یک شعر از: (مجموعه‌ای در دست انتشار )


به من مانند رُخ کدام نگاهِ متمایز می‌نگری

که سرتاسرم     بهانه‌های مکرر آب می‌شود

مشرف به آفرینش انار و فرشته‌ای با بال‌های شکسته

که در کبوتری

                  به خواب رفته و

شکل یک طفل زخمی

با انگشت‌های سبز و چشم‌های ارغوانی دارد

لبی شدیدن سرخ

که در یک نقاشی تند از خاک‌های سرگردان

متراکمم می‌کند و از حفره‌های گرم زمستان می‌ریزد

و رد محوی از هوا از خواب‌های امروز می‌شود

که با سیاه       معنای نزدیکی با شقایق

و اسکلت‌های شیرین

و روشنی دارد        که در ذکرهایم       بسیار تشنه‌اند  

در من

دلبسته‌ی جنون و بوسه‌ی بادبادک‌ها چرا

انگشتری که در سینه‌ام گریان بود

هنوز از جادوی اطلسی‌ها

و گام‌های زن    

انتظار خون       و تداوم اشک از عدد‌های معصوم دارد

زیرا مرگ تبعید به پرنده‌ای شد که تعبیر ماسه‌ها

و تعبیر جغرافیای مُنفجرم در گیاه گمشده‌ای‌ست که بوسه‌ها را

از اصل می‌گشاید برای طفلی که

وقتی     از دست‌های گُل افتاد

گُل را پژمرد

                    اما مُعطر کرد

 

 



نظر خوانندگان: 2 نظر
 
 
  استفاده از مطالب جن و پری یا نقل آنها با ذکر منبع، یا لینک مستقیم امکان‌پذیر است