صفحه‌ی اول  | درباره‌ی ما  |  تماس

 

نشريه
■  فهرست مطالب
■  یادداشت سردبیر
■  داستان ما
■  داستان ديگران
■  شعر
■  مرور کتاب
■  نقد و مقاله
■  گفتگو
■  ويژه نامه
■  داستان تجربه
■  کارگاه داستان
■  درباره‌ی داستان‌نويسی
■  پستوی نقد و مقاله
■  جن فضول/ پری کنجکاو
■  نمایش‌نامه
■  سیمین بهبهانی
■  ادبیات کلاسیک ایران
■  تازه‌های کتاب
■  پیوندها

آرشيو مطالب گرداننده
■  بيوگرافی
■  آثار نویسنده
■  مادمازل کتی
■  کافه‌ی پری دریایی
■  نقد و مقاله
■  مصاحبه‌ها




کروب رضایی

چهار شعر


 


ژوراسیک

دایناسورها پای سکوهای تمدن

نشسته‌اند

من درعشیره کوچک گالن گالن

حرص می‌خورم

صدای انفجار کلمات را آواز می‌کنند

معناترین آفت زمین زالو نیست

لوله‌های نفت خون مرا در صحراها  می‌مکند

 

 

 

کاکتوس

راستی چرا خارکن

سیم‌های خاردار را نمی‌کند

تا گل‌های آنسوی باغ هم

عطر افشانی کنند!

 

کمین

درمتن نگران زمین

با سر نیزه‌ای در دست

بندبند واژه‌ها راقلمه می‌زنم

جمله جمله ترس

با شعر پیوند می‌خورد

اضطراب گربه‌ای است

خزیده بر ایوان زمین

پرنده‌ای  درون دستانم

دانه دانه حرص می‌خورد

                                                                                 

 

سفر کارت

تابلوهای اتاق خالی اسکار گرفته‌اند

هتل‌های پنج ستاره تمشک

آتش‌نشانی پیاده‌رو آب‌پاشی  می‌کند

معلم تاریخ می‌گفت:

اجداد ما سرخ‌پوست بوده‌اند.

 



نظر خوانندگان: 1 نظر
 
 
  استفاده از مطالب جن و پری یا نقل آنها با ذکر منبع، یا لینک مستقیم امکان‌پذیر است