صفحه‌ی اول  | درباره‌ی ما  |  تماس

 

نشريه
■  فهرست مطالب
■  یادداشت سردبیر
■  داستان ما
■  داستان ديگران
■  شعر
■  مرور کتاب
■  نقد و مقاله
■  گفتگو
■  ويژه نامه
■  داستان تجربه
■  کارگاه داستان
■  درباره‌ی داستان‌نويسی
■  پستوی نقد و مقاله
■  جن فضول/ پری کنجکاو
■  نمایش‌نامه
■  سیمین بهبهانی
■  ادبیات کلاسیک ایران
■  تازه‌های کتاب

آرشيو مطالب گرداننده
■  بيوگرافی
■  آثار نویسنده
■  مادمازل کتی
■  کافه‌ی پری دریایی
■  نقد و مقاله
■  مصاحبه‌ها

■  پیوندها




ائوجنیو مونتاله/ برگردانِ اثمار موسوی‌نیا

باران فرو می‌بارد


 

باران فرو می‌بارد. قطره قطره چكه می‌كند

بی‌صدای در آب رفتنِ

موتور سیكلت‌ها یا جیغِ

كودكان.

 

باران فرو می‌بارد

از دوره‌ای كه

كه در آن ابری نیست

باران فرو می‌بارد

بر هیچمایه‌ای كه پدید می‌شود

در این ساعات اعتصابِ

عمومی.

 

باران فرو می‌بارد

بر گور تو

در سن ‌فلیچه[1]

در اِما[2]

و زمین نمی‌لرزد

از آن رو كه نه زمین‌لرزه‌ای‌ست

و نه جنگی.

 

باران فرو می‌بارد

نه بر افسانه‌ی زیبای

 

فصول دور از دست،

كه بر كاغذ مالیات،

بر استخوانهای ماهی مركب فرو می‌بارد،

و بر حقوق ملی.

باران فرو می‌بارد

بر روزنامه‌ی دولتی

اینجا از مهتابی باز،

بر پارلمان فرو می‌بارد،

بر خیابان سولفرینو[3] فرو می‌بارد،

فرو می‌بارد بی‌آنكه باد

كاغذها را بجنباند.

 

باران فرو می‌بارد

در غیبت ارمیون[4]

اگر خدا بخواهد،

فرو می‌بارد چرا كه غیبت

جهانی‌ست

و اگر زمین نمی‌لرزد

از آن روست كه آرچه‌تری[5] بدان

فرمان نرانده است.

 

باران فرو می‌بارد بر معرفت جدیدِ

اسقفِ  دو پا،

بر انسان پارسا، بر آسمانِ

بس عالی، بر چهره‌ی

الهیون در بالاپوش

یا در ردا،

 

فرو می‌بارد بر پیشروی

تظاهرات،

فرو می‌بارد بر كارهای رو به پسرفت

باران فرو می‌بارد

بر سروهای بیمارِ

گورستان، چكه چكه می‌كند

بر عقیده‌ی عمومی.

 

باران فرو می‌بارد، اما آنجا كه نمایان می‌شود

نه آبی است و نه جوّی،

باران فرو می‌بارد چرا كه اگر تو نباشی

تنها كمبودی است

و می‌تواند خفه كند.

----------------------------------------------------------------------------------------

*مونتاله این شعر را در پاسخی طنزآلود به قطعه‌ «باران در كاجستان» دانونزیو سروده است. چند سطر از این شعر برگرفته از كتاب هفت چهره از شاعران معاصر ایتالیا به قلم نادر نادرپور، جینا لابریولا کاروزو و بیژن هوشیدری در زیر آمده است:

دم فروبند! در آستانه‌ی بیشه / كلام بشری تو را نمی‌شنوم / اما سخنان تازه‌ی قطره‌ها / و برگهای دور را می‌شنوم / گوش دار! / باران از ابرهای پراكنده فرو ‌می‌بارد: / بر چهره‌های جنگلی ما / بر دستهای برهنه‌ی ما / بر جامه‌های نازك ما / بر اندیشه‌های تری كه زاده‌ی‌ جانی تازه‌اند / بر افسانه‌ی زیبایی كه دیروز تو را فریفت / و امروز مرا می‌فریبد! / ای ارمیون!. م. 

[1] San Felice

[2] Ema

[3] Solferino

[4] Ermione نام محبوبه خیالی دانونزیو در شعر «باران در كاجستان». م.

[5] Arcetri



نظر خوانندگان: 0 نظر