کلودیا امرسون شاعر آمریکایی و برندهی جایزه ی پولایتزر 2006 برای مجموعه شعر همسر آخر،در سال 1957 در شهر چتهام ایالت ویریجیانا به دنیا آمد. اشعار او در بسیاری از ژورنالها و نشریات از جمله کریزی هورس، جورجیاریویو، پلاوشیرز، ساوترن ریویو و... چاپ شدهاند. امرسون فوقلیسانس هنرش را از دانشگاه کارولینای شمالی، گرینزبرو دریافت کرد و در آنجا ویراستار بخش شعر مجلهی گرینزبرو ریویو شد. او هم اکنون در دانشگاه مری واشینگتون در فردریکزبورگ ویریجیانا پروفسور ادبیات انگلیسی است و در مجله ادبی شناندوا به عنوان ویراستار مشغول به فعالیت میباشد. در آگوست 2008 امرسون از سوی فرماندار ویرجیانا، تیموتی ام. کین به عنوان ملکالشعرای ویرجیانا انتخاب شد.او اکنون با همسرش کنت ایپولیتو که موزیسینی برجسته است زندگی میکند. کتابهای شعر او فاراوه،فاراوه (1997)، بال، یک مرثیه (2002)، همسر آخر (2005) و مطالعات اندام: اشعار (2008) میباشند.
خفاش
نمیدانستیم چه بیدارمان کرده است—تنها چیزی
متحرک، سبکتر از نفسهامان. حصاری یخی
فضا را محدود کرده بود، خانهمان
برای خفاش گودالی بود گرم، حفرهای گرم
که انگار دیگر نمیتوانست ترکش کند. من به سویت
جیغ کشیدم که کاری بکن. و تو با جارو
کشتیاش؛ شنیدم که دشنام گویان
جارو را در هوا تکان میدادی. من از تو این را خواستم
و بعد تو برایم انجامش دادی. من هرگز تو را نبخشیدهام.
2/7/1387
CLAUDIA EMERSON
The Bat
We didn't know what woke us—just something
moving, lighter than our breathing. The world
bound by an icy ligature, our house
was to the bat a hollow, warmer cavity
that now it could not leave. I screamed
for you to do something. So you killed it
with the broom; I heard you curse as you
swept the air. I wanted you to do it until
you did. I have never forgiven you.