تمام وجودم روز است
شب تکّههایم را جمع میکنم
و در آب میشکنم.
(2)
صدا میآید
صدای چرب فقط صدای چرب
و گوشوارههای سرد تکان میخورَد
دورِ گوشهایم.
(3)
من در تمام تو میروم، عزیزم!
و اخبار روز را میپیچم
دور خونهای کوچک عشقم.
(4)
حالا شروع شعرم
حالا شروع تکّهام
وقتی شروع بیدی از باد میلرزد
تکرارتر میشوم.
(5)
آب می رفت هر روز
از صبح تا شب
صدایم
در لباس هایم.
(6 )
حواسم را بگذارم سر گاز
کتاب را بگذارم سر گاز
بعد بروم
بچرخم توی آبهای سَرم.