شعر اول
قرار بود
از رحمی اجارهای
سالم به دنیا بیایم
اجارهی ماه آخر
عقب افتاد
عقب مانده به دنیا آمدم.
اهواز- 13/5/87
شعر دوم
آخرین پیچ کوچه را که پشت سر گذاشتم
سرریز عطر پیراهن آبیت شدم
که گلهایش به شکوفه نشسته بود
به خانهتان که رسیدم
پیرزنی را دیدم
که پیراهن آبی پوشیده بود
و با دهان باز بیدندان
به من میخندید!
اهواز- شهریور 86